صفحه اول سایت ترمه خجسته

خبرنامه




آرای کاربران

به نظر شما زیباترین صنایع دستی ایران کدامست؟
 
ترمه و فرهنگ چاپ نامه الکترونیک

انسان در اولین تجربه خود به مدد قوه باصره با طبیعت آشنا می گردد با آن انس میگیرد و سپس جذب زیبائی هایش می شود و اقدام به بازنمایی آنها می کند. وی به طبیعت اطرافش می نگرد با نظری گزینش گر زیبائی ها و جاذبه های آن را ثبت می کند و حتی آنچه راکه در ذهن خود متناقض با درونیاتش می بیند حذف میکند. این گزینش و پالایش به وی امکان می دهد تا به هنری متمایز از طبیعت دست یابد.همه ما به اشیاء عتیقه و هنرهای سنتی علاقه مندیم و در زندگی مان از آنها استفاده می کنیم و گاه حتی به وسیله آنها به عنوان فرهنگ و هویتمان فخر می فروشیم. اما اغلب از ریشه معنایی آنها بی اطلاع هستیم. به عبارتی ما تنها ظاهر یک اثر هنری را می بینیم بدون اینکه از خالق اثر، دوره زمانی خلق اثر و بار عمیق معنایی موجود در اثر اطلاعی داشته باشیم.

گاهی مشاهده یک اثر هنری بیننده ریزبین آن را وامی دارد تا در جستجوی ریشه نقوش و طرح های آن که بر پارچه و فرش و ظرف و حتی چگونگی تحولات آنرا در دوره های مختلف که هنر بومی اش می خوانند برآید. از همان ابتدا توجه ایرانیان در محیط پیرامونشان معطوف به فضاهای گسترده ای چون باغ ها و دشت ها و به طور کلی محیط های فراخی بوده که در اطراف خویش مشاهده می کردند. این توجه خاص به درخت و فضای سبز باعث می شود تا هنرمندان ایرانی هر چه بیشتر سعی در نمایاندن درونیات خویش از طریق مشاهده و بازنمایی طبیعت بکنند. رنگ ها و فرم ها و ترکیب بندی همه و همه نمایانگر نگرش هنرمند نسبت به محیط اطراف و تلفیق آن با باورها و رویاهای خود بوده است که به مرور زمان در بطن اجتماع خویش ریشه دوانیده و نسل به نسل گسترش یافته و کامل شده است.درخت در عقاید و فرهنگ اقوام و ملل مختلف ریشه دار است. به عنوان مثال در اعتقادات بابلی ها و فنیقی ها و کلدانی ها درخت خرما محترم بوده و درخت مو نزد آشوری ها درخت زندگی محسوب می شده است. درخت سرو نیز نزد ایرانیان سمبل درخت زندگی است چراکه در تمام زمان ها سبز است و سبزی خود نمایی است از حیات و بقا و زندگی.در فرهنگ اسلامی درخت نماد زندگی و معرفت نور و نعمت الهی است که در قرآن نیز از آن یاد شده است. مانند درخت زیتون که هم غذاست و هم از چوب آن برای روشنایی استفاده می شده است. به عقیده گروهی از هنرمندان پیدایش نقوش تزئینی و نباتی در اسلام برگرفته از کسانی است که در بیابان های بی آب و علف زندگی می کرده اند که راه های دراز و گرمای شدید و غبار راه را به همراه داشته اند و همواره در پی دنیایی بوده اند که در آن درخت های سبز و سایه های خنک و آب های جاری باشد و چنین چیزهایی در نظرشان از هرچیز گرامی تر بوده است و به دیده ایشان بهشت جایی نبوده است جز یک باغ سرسبز.در هنر مردم بلوچ دیده می شود که آنان با نقش گل و گیاه و بوته هایی در لباس و گلیم و دست بافت هایشان به جبران طبیعت بی آب و علف خود پرداخته اند. آنان برای به تصویر کشیدن گل و گیاه از طبیعت تقلید نمی کنند. ترمه خجسته بلکه عملا بر گل ها و گیاهان طبیعت می افزایند.

اصل سرو درخت همیشه سبز را که در عربی سرو و گاه شجره الحیاه نامیده می شود. کلمه اکدی دانسته اند و آن نام درختی است که در جزیره سیسیل به طور خودرو وجود دارد و در لبنان و کوه های قبرس نیز کاشته می شود. سرو در اساطیر یونان نشانه سوگواری و اندوه و از دست دادن یار است. هنگام سوختن خوشبو است و بدین علت مورد توجه بوده است و از قدیم چوب و درخت آن را فناناپذیر و جادویی تصور می کرده اند و در ساختن مجسمه ها و کشتی ها و گردونه ها مورد استفاده قرار می داده اند. به عنوان مثال کشتی نوح مطابق تورات از چوب سرو بوده است.سرو راست قامت مانند مورد (murd ;) شداب و هوم مقدس از دیرباز علامت ونشانه خاص ایرانیان بوده که مطابق روایات ایرانی زرتشت این درخت را از بهشت آورد و در پیش آتشکده کاشت. بنابراین روایات زرتشت دوشاخه سرو از بهشت آورد یکی را در کاشمر (کشمیر) و یکی را در دیه (فریومد) (فارمر) نزدیک سبزوار بکاشت که هردو ببالید و تنومند گشت.

در شاهنامه از این درخت مقدس سخن رفته است.به نظر برخی هم انتساب صفت آزادگی به سرو یادگار ارتباط آن با ناهید است که در اساطیر افسانه ها رمزی از آزادگی و آزادی به شمار می رود. سرو به عنوان یک نماد در فرهنگ فارسی انواع گوناگونی دارد: سرو خرامان و سرو خمره ای که معشوق خوش قامت را به سرو خرامان و معشوق خوش رفتار و خوش حرکت را به سرو خمره ای با برگ های ریز شبنمی و ساقه برافراشته تشبیه کرده اند. بی شک باورهای دینی و اعتقادات مذهبی مردم را نیز در ساختار زندگیشان نمی توان نادیده گرفت و برخی نقوش را می توان دید که در تزئین برخی از لوازم و ضروریات زندگی مورد استفاده قرار می گرفته است. به عنوان نمونه نقش مایه سرو در نقاشی های مینیاتور و اثر هنری سرسبزی و شادابی می بخشیده است. شاید علت انتخاب سرو به عنوان نقشی غالب در هنرهای بومی و ملی مقاومت این درخت در برابر عوامل نامساعد جوی و پیوسته سبز بودن آن است.

بته : یک دسته برگ است و ساده ترین شکل آن شباهت زیادی به برگ دندانه دار دارد.
جقه : پرک - ناقه کهنسال - نام دهی در بخش " هویس " شهرستان "هودرسی".
بته جقه : نقش سرو سرافکنده که نشان راستی و فروتنی ایرانیان است.مدت چندین سال است که نقوش گیاهی به کاررفته در بافته های ایران مورد بحث و بررسی دوستداران این هنر قرار گرفته است.

منشا اصلی " بته جقه "همان گلهای صفوی است. همان طور که در تصاویر پارچه های به جامانده از دوران صفوی دیده می شود. طبق نظر کارشناسان و هنردوستان در زمینه وجه تشابه نقش "بته جقه" با پدیده های طبیعی می توان چنین گفت که آن را به درخت نخل – میوه کاج – قطره باران –درخت سرو – سر پرنده و بال پرنده در لحظه جمع شدن -شعله آتش مقدس زرتشتیان – سیمرغ – بادام –مشت بسته به نشانه اتحاد و حتی به شیارهایی که رودخانه "جومنا" در مسیر خود از کشمیر به جلگه هندوستان ایجاد می کند تشبیه کرده اند.ایرانیان این طرح را بته می نامند که معنی لغوی آن یک دسته برگ است . مردم ایران به سبب عشقی که به اختراع انواع مختلفی از اشکال هنری و پیچیده از یک موضوع دارند این نقش را به وجود آورده اند که انواع گوناگونی دارد.بته میری (سرو کوچک) – بته ترمه ای (سرو متوسط) – بته خرقه ای ( سرو بزرگ) –بته بادامی ( سرو بادامی ) و بته جقه ای (سرو خمیده).اما درست ترین حدس برای به وجود آوردن طرح "بته جقه " همان گلهای صفوی و سپس خمیده است. گلهای صفوی که غالبا همان گلهای محمدی و گلهای لاله عباسی است که یک گل بزرگ در قسمت فوقانی بوته دارند و گل فوقانی در اثر وزنش گاه خمیده نشان داده می شود.این نوع بته جقه به بته جقه "مشبک" معروف است. چراکه پیرامون بته جقه مرزبندی نشده است.این حالت بوته های گل با سرگل خمیده رفته رفته در میان طراحان مطلوب واقع شد تا اینکه در اوایل قاجار به صورت بته جقه درآمد و موجودیت اولیه خود را که بوته گل یا سرو گل خمیده بود از دست داد و فقط شکل اولیه از آن باقی ماند.

پارچه هایی با نام قلمکار که بیشتر در شهر تاریخی اصفهان کار می شود دارای یک نقش اصلی است که همان بته جقه می باشد. از زمان های قدیم تاکنون در این نوع کار این نقش به صورت نقش "مادر" مورد استفاده بوده است که در انواع و اندازه های گوناگون با رنگ های متفاوت به کار می رود. گاهی به صورت غالب بر کل نقش ها بیشترین مکان را به خود اختصاص می دهد و گاهی از تکثیر و تکرار آن شکل های بدیع و زیبایی به وجود می آید.در اکثر پارچه های قلمکار نوعی تزئینات ریز گل و برگ در داخل و خارج بته ها به کار می رود و فضا را مملو از سرسبزی و طراوت نشان می دهد. رنگ های به کار رفته در این پارچه ها معمولا از 4 رنگ تجاوز نمی کند.نقش بته جقه چه به صورت نقش های گردان (منحنی) و چه به صورت هندسی (شکسته ) همواره زینت بخش تولیدات و هنرهای بسیاری در صنایع دستی ایران بوده است. برخی از مناطق سرسبز در به کارگیری این نقش دارای سابقه ای طولانی اند به نحوی که نام سربند از قرن 12 هجری قمری به همراه بته جقه مورد استفاده قرار می گرفته است.در کرمان و یزد این نقش به صورت فراگیررایج بوده است.در بیجار این نقش هشت گل مشتمل برهشت بته چون شعاع به دور گل مرکزی زمینه که بیشتر به رنگهای ملایم و پخته لاکی و سرمه ای و عاجی است مورد استفاده قرار می گرفته است.

زنجان نیز با الهام گرفتن از نقش ها و رنگهای بته بیجار آن را به حالتی درشت و زمخت به کار می برده است.فراهان و ملایر و ساروق نیز در بافته های خود از این نقش بهره جسته اند.نقش بته جقه به صورت گلدار یا ساده تحت عنوان "قباء خانی " خاص عشایر جنوب به خصوص استان فارس است که به همراه نقوش ستاره ای و رنگ های شاد و دلپذیر منطقه را زینت می دهد.عشایر بختیاری نقش بته را به صورت های گوناگون در قالب های " قابقایی" یا " خشتی" به کار می برند. در تولیدات عشایر این نقش در دو حالت هندسی و منحنی برای پر کردن زمینه قالیچه ها دیده می شود.خراسان نیز در بافته های خود از این نقش استفاده می کند. در قم به سبک بته خراسان کار می شود.نقش بته جقه صرف نظر از هند و پاکستان در قالی های قفقاز و گنجه و شیروان نیز کاربرد دارد . در قالی های قفقاز این نقش را به طور ذهنی و در حالتی هندسی به کار می برند.پس از اسلام است که سرو به نگاره ای تزئینی مبدل می شود همچنان که از ماهیت و بار مذهبی خود جدا می شود از قالب اصلی و طبیعی خود نیز به تدریج بیرون می آید.در این مرحله از تحول سرو یا به صورت ساده ای درمی آید که تنه با دوخط منحنی پیوسته به هم تصویر می شود و رفته رفته تارک آن به یک سو خمیده می شود (در اینجاست که نطفه بته جقه ای بسته می شود) یا شاخ هایش تبدیل به نقش و نگارهایی می شود که جزء طبیعت سرو نیست و نقش بیش از پیش از صورت طبیعی خود دورتر و به یک نگاره تزئینی نزدیک تر می گردد.جای تامل است که این شگفت ترین مرحله تطور سرو بیشتر درسفالینه های سده سوم تا هفتم هجری کاشان و گرگان و ری و نیشابور مشهود است و در دیگر هنرها تقریبا اثری از آن نمی بینیم.کهن ترین نمونه سرو خمیده شده از باد نقش مربوط به سده 5 هجری قمری می باشد که بر آبخوری آبگینه ای از نیشابور کنده کاری شده است.به حکم آنکه تارک خمیده سروهای این جام آبگینه دو شاخه است مسلما نباید نخستین نمونه سرو خمیده تلقی شود. چون دوشاخه شدن تارک سرو شیوه تزئینی تکامل یافته است که از پی مرحله ای می آید که یک سرو در یک خط منحنی ساده خم شده باشد.بنابراین می توان گفت که قرن ها پیش از آن سرو خمیده شده است. ولی نمونه های آن از میان رفته و یا همچنان در دل خاک نهفته است. کما اینکه مرحله بعدی سرو خمیده که همان حالت بته جقه ای ساده می باشد سفالینه های سده 3 و 4 هجری قمری را مزین می ساخته است. مانند کاسه ای لعابدار که بته را در حالت کاملا ساده و تک افتاده نشان می دهد.

از این زمان به بعد است که نگاره های سرو منقش از صورت های ساده نخستین بیرون می آید و بته جقه شکل تکامل یافته و سر و سامان گرفته خود را از این زمان به دست می آورد. ریزه کاری ها و نگارگری پیکره سرو را چنان می آراید که تشخیص سروبودن نقش مایه دشوار است و از آن جز قالب مخروطی شکل چیزی به سرو نمی ماند.با این همه تکوین نقش مایه بته ای و پرشدن بطن سرو از نقش و نگارها و تزئینات گوناگون هیچ یک مانع از آن نمی شود که همان صورت های نخستین تقریبا ساده و نزدیک به طبیعت از بین برود. بلکه این جنبه از کار همچنان به حیات خود ادامه می دهد.از میان انواع نمونه های منسوج عصر صفوی دوقطعه پارچه زری بافته شده در سده 11 هجری قمری است که از لحاظ تجسم مراحل اساسی دگردیسی سرو دارای اهمیت است.در نمونه های نخستین سرو منقش که تارک برگشته دو شاخه دارد و یا گل و گیاه احاطه شده است و مجموعه نقش و مایه چنان است که اگر با چشم نیم باز به آن نگاه کنیم گویی که شاهد تولد مایه بته ای هستیم.کاربرد بته جقه بیش از هرچیز دربافته های مختلف مانند: پارچه قلمکار و ابریشم دوزی و ترمه بافی است که بیشتر در دوره های صفویه تا قاجاریه به وضوح دیده می شود.بته جقه های به کاررفته در این نمونه بسیار متنوع و رنگارنگ است. طرح ها اغلب به صورت غیرهندسی و طرح های هندسی کمتر مورد توجه قرار گرفته است.بته ها گاهی ساده و گاهی با ترکیبات و تزئینات مختلف مانند : برگها – گلها – پرنده ها و به طور کلی اسلیمی ها طراحی شده اند.اما گذشته از تمام این مسائل نام بته جقه را هرزمان که می شنویم بی اختیار نام آشنای ترمه را به یاد می آوریم. چراکه اصولا این نقش بیشتر در پارچه هایی مشهود است که از دوران ساسانی و صفویه و قاجاریه می شناسیم و ترمه این پارچه زیبا و رنگارنگ که دارای طرح اصلی بته جقه است ادامه همان بافته ها می باشد.

از طرح هایی که در پارچه ترمه بیشتر دیده می شود می توان به موارد زیر اشاره کرد :

طرح جام که قدمت بافت آن به 30 سال پیش می رسد و امروزه جزء پرفروش ترین طرح ها است. طرح سنگین اژدر با تراکم زیاد در هشت رنگ که جزء ترمه های اعلی محسوب می شود و روزانه تنها 90 سانتیمتر از آن بافته می شود و همچنین طرح های ترنج – ستاره – گلابتون – لری – مادربچه – محرمات – افشان بند – گلناز –موسوم به گلایول که حالت قرینه دارد.از طرح های جدید هم می توان به طرح کویر اشاره نمود که در آن بادگیر دولت آباد دیده می شود. یا طرحی موسوم به طرح دیوان که در آن نمادهایی چون شیر دوسر – آتشدان – نقش فروهر و سرباز هخامنشی دیده می شود.گرچه ترمه هم اکنون به وسیله دستگاه های ژاکارد بافته می شود اما اغلب نقوش قدیمی و اصیل می باشند. چراکه بافندگان آن به اصالت و ارزش ترمه های گذشته همچنان احترام می گذارند و صرفا جهت تولید بیشتر و صرفه جویی در نیروی کار از این دستگاه ها استفاده می کنند.